|
نوشته شده توسط محمد شفقخواتي
|
|
پنجشنبه, 31 سرطان 1389 ساعت 05:12 |
|
اشاره
اين نوشتار بخشي از کتاب دو جلدي آشنايي با فرق و مذاهب اسلامي است که با همکاري برخي نويسندگان ديگر و به سفارش انجمن اديان و مذاهب در سال 1386 به نشر رسيده و به عنوان متن درسي در رشته اديان و مذاهب در دانشگاههاي ايران تدريس ميشود.
1. تاريخ مذهب اشعري
1-1. بنيانگذار و تاريخ پيدايش
بنيانگذار مكتب اشعري، ابوالحسن اشعري است. ابوالحسن علي بن اسماعيل اشعري در سال 260 هجري در بصره متولد شد که نسبش به ابوموسي اشعري ميرسد.[1] وي در ابتدا معتزلي مذهب بود و از ابوعلي جبايي رئيس معتزلهي بصره کسب دانش نمود و فقه شافعي را از ابواسحاق مروزي آموخت.[2] اشعري در سن چهل سالگي از معتزله روي برتافت و به اصحابحديث پيوست و از احمد بنحنبل پيروي کرد. پيروان و طرفداران اشعري، سبب رويگرداني وي را از معتزله، ديدن پيامبر(ص) در خواب و توصيه پيامبر(ص) به پيمودن روش جديد ميدانند.[3] برخي نيز سبب رويگرداني اشعري را از معتزله مناظرهي وي با استادش ابوعلي جبايي و ناتواني استاد در پاسخ به سؤالات شاگرد دانسته اند.[4] عدهاي هم معقداند که دلايل سياسي مثل رويگرداني دولت عباسي از حمايت معتزله و دشمني متوکل با معتزله سبب تحول اشعري از اعتزال به مذهب جديد گرديد.[5]
اشعري در فقه پيرو محمد بنادريس شافعي (پيشواي مذهب شافعي) است. شافعي نيز با کلام عقلگرايان به عنوان کلام اهلبدعت مخالفت ميورزيد و با روش عقلگراياني چون معتزله مخالف بود؛ ولي کلامي را که به نظرش موافق کتاب و سنت بود، تمجيد و تبليغ مينمود.[6] با توجه به اين زمينهها، اشعري وقتي جمود فقها، محدثين، حشويه و حنابله را بر ظاهر نصوص و افراط متکلمين و معتزله را در کاربرد عقل و کم توجهي به نصوص نظاره ميکرد و دشمنيهاي شديد بين ايشان را ميديد، به اين انديشه افتاد که بين اين دو روش جمع کند و يک روش ميانه را پي ريزد. اين پروژه در صورت موفقيت، علاوه بر آنکه به زعم اشعري، بين امت صلح ايجاد ميکرد، به شهرت و اهميت يافتن خود اشعري نيز ميانجاميد.
|
|
آخرین بروز رسانی در شنبه, 02 اسد 1389 ساعت 10:50 |
|
ادامه مطلب...
|
|
سير گذرا در اندیشه های محمد ارکون |
|
|
|
|
نوشته شده توسط محمد شفقخواتي
|
|
شنبه, 08 جوزا 1389 ساعت 19:45 |
|
1. زندگی ارکون
محمد ارکون در فبروري سال 1928م در شهر تاهرت ميمون الجزاير در خانوادهاي بربري و از طبقات پايين اجتماع به دنيا آمد. تحصيلات متوسطه را در شهر اوران و تحصيلات عالي را در الجزيره و سپس در پاريس به پايان رساند. او زبان فرانسه را به عنوان زبان دوم، و زبان عربي را به عنوان زبان سوم فراگرفت و مدتي در پاريس به کار تدريس زبان و ادبيات عرب پرداخت و طي سالهاي 1956 تا 1959 در دانشکدة ادبيات آن شهر به طور موقت تدريس ميکرد. از سال 1960 تا 1969 استاديار دانشگاه سوربن بود و پس از دريافت درجه دکترا از اين دانشگاه، در سال 1969م به عنوان استاد کنفرانس در دانشگاه ليون2 انتخاب شد و تا سال 1972 در اين کرسي خدمت کرد.
از سال 1972 تا 1977 مقام استادي زبان عربي و تمدن اسلامي را در دانشگاه سوربن (پاريس 8) به عهده داشت و در سال 1968 در دانشگاه لوسآنجلس به عنوان استاد مهمان تدريس ميکرد. ارکون تا کنون در دانشگاههاي شهرها و کشورهاي مختلفي چون رباط، فاس، الجزاير، تونس، دمشق، بيروت، تهران، برلين، آمستردام، هاروارد، پرينستون، کلمبيا و دنور در رشتههاي مختلف تدريس کرده و کنفرانسهايي نيز در زمينههاي گوناگون برگزار کرده است. اکنون وي در دانشگاه سوربن جديد (پاريس 3)، در مقام استاد ممتاز فلسفه، تمدن و انديشة اسلامي تدريس ميکند[1].
2. آثار ارکون ارکون بيشتر به فرانسوي مينويسد و البته عمدة آثارش توسط هاشم صالح به زبان عربي ترجمه شده است. در زبان فارسي فقط يک کتاب مشترک او با لوئي گارده (اسلام، ديروزـ فردا) ترجمه گرديده است. برخي آثار او که توسط هاشم صالح به زبان عربي برگردان شده است، عبارتند از:
|
|
آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 19 جوزا 1389 ساعت 02:43 |
|
ادامه مطلب...
|
|
نوشته شده توسط محمد شفقخواتي
|
|
پنجشنبه, 16 ثور 1389 ساعت 07:51 |
|
چکيده نوشتار حاضر در پي توصيف ماهيت انتخابات به عنوان جلوهي ملموس دموکراسي و تحزب به عنوان چرخ دنده دموکراسي و موتور محرک آن در افغانستان است. در اين نوشتار نشانداده شده است که انتخابات، تحزب و دموکراسي در افغانستان گرانبار از مطالبات و گرايشهاي قومي است و چيزي که ما از آن به دموکراسي ياد ميکنيم و انتخابات به عنوان يکي از نمادهاي عيني آن به شمار ميرود، در واقع دموکراسي صوري و مشحون از قوميت است. دموکراسي صوري نه تنها دموکراسي نيست، بلکه با شبه دموکراسي نيز هنوز فاصلهي زيادي دارد. ماهيت قومي انتخابات از طريق بررسي چند انتخابات در سالهاي گذشته (دو دور انتخابات رياست جمهوري و يک دور انتخابات شوراي ملي) توصيف شده است. قسمت دوم نوشتار نيز، به راهکارهاي نجات انتخابات، تحزب و دموکراسي از دام قوميت اختصاص يافته است.
کليدواژهها: انتخابات، قوميت، تحزب، جامعهي مدني، دموکراسي، فرهنگ سياسي.
درآمد انتخابات، درواقع تجلي ارادهي مردم، راهي براي تعيين سرنوشت اعضاي يک جامعهي سياسي، ابزاري براي مهار قدرت و بالاخره نماد ملموس دموکراسي است. در دموکراسي اين فرض بنيادي مقبول افتاده است که مردم خود بايد سرنوشت خويش را تعيين کنند و رضايت شهروندان در تبعيت از دستگاه حاکمه، از متغيرها و عناصر اساسي در فلسفهي سياسي دموکراسي به شمار ميرود. راه کشف مشروعيت حکومت در يک فلسفهي سياسي و نظام دموکراتيک، رضايت و مقبوليت عمومي است.
|
|
آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 19 جوزا 1389 ساعت 02:55 |
|
ادامه مطلب...
|
|
امامت از دیدگاه زیدیه و امامیه |
|
|
|
|
نوشته شده توسط محمد شفقخواتي
|
|
یکشنبه, 09 جوزا 1389 ساعت 10:53 |
|
چکیده دو فرقه شیعی امامی و زیدی، علاوه بر آنکه اشتراکات مهمی در مورد مسئله امامت دارند، مثل منصوص بودن امامت و اختصاص امامت و خلافت به اهلبیت(ع)، تفاوتهای ایشان نیز قابل توجه است. آنچه در نوشتار ذیل آمده است، گزارشی از دیدگاه دو عالم زیدی (ابوزید علوی) و امامی (ابنقبه رازی) در قرن چهارم هجری درباره امامت است. ابوزید علوی در کتاب الاشهاد، ضمن طرح دیدگاه زیدیه در مورد امامت، اعتراضات زیادی را بر دیدگاه امامیه در مورد این موضوع وارد نموده است. ابنقبه رازی با نوشتن کتاب نقض کتاب الاشهاد، به اعتراضات ابوزید علوی پاسخ داده و به دفاع از موضع امامیه پرداخته است. گزارش ذیل براساس مطالبی است که مرحوم شیخ صدوق در کمالالدین از کتابهای ایشان آوردهاند.
کلیدواژه ها: اهلبیت(ع)، امامت و خلافت، امامیه، زیدیه، مهدویت، غیبت، تقیه، بداء، شیخ صدوق، ابوزید علوی، ابنقبه رازی.
درآمد اندیشه «منصوص بودن امامت» و اعتقاد به وجود نص بر امامت اهلبیت(ع) نقطه پیوندی است که زیدیه و امامیه را تحت عنوان عام «تشیع» قرار میدهد. اما تلقی این دو فرقه شیعی از نص بر امامت متفاوت است. از نظر امامیه، پیامبر اکرم(ص) صریحاً دوازده نفر از عترتش را به عنوان ائمه بعد از خود معرفی نموده است؛ اما از دیدگاه زیدیه، رسول اکرم(ص) به صورت عام به امامت عترتش نص فرموده که منظور از عترت نیز همه فرزندان فاطمه(س) (حسنی و حسینی) هستند.
|
|
آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 19 جوزا 1389 ساعت 02:42 |
|
ادامه مطلب...
|
|
تحقيقپذيري گزارههاي ديني |
|
|
|
|
نوشته شده توسط محمد شفقخواتي
|
|
شنبه, 18 ثور 1389 ساعت 12:27 |
|
چكيده
اين نوشتار ضمن بيان مفهوم تحقيقپذيري، پيشينه بحث را بررسي نموده و اين اصل را مورد نقد و خدشه قرار داده است. نويسنده در راستاي توضيح مفهوم تحقيقپذيري، اين اصل را از مهمترين اصول پوزيتيويسم منطقي ميداند که براي تشخيص قضاياي واقعي از احکام و قضاياي غير واقعي وضع شده است. بر اساس اصل تحقيقپذيري تنها گزارههايي معناي محصّلِ معرفتي دارند که يا تحليلي باشند يعني صدق آنها با مراجعه به کلمات به کار رفته در خودشان معلوم شود و يا تجربي باشند. در ادامه مقاله اشکالاتي همچون نامشخص بودن موضوع، نامتعين بودن معناي تجربي و تجربي نبودن قضاياي کليِ علوم به عنوان اشکالات اصل تحقيقپذيري مطرح شده و مورد بررسي قرار گرفتهاند. در پايان با اشاره به اينکه موضوع علوم تجربي ماديات است و در مسائل ماوراء ماده بايد از عقل و فلسفه استمداد جست، استواري قضايا و گزارههاي ديني بر قطع و يقين مورد تأکيد قرار گرفته است.
كليدواژهها: تحقيقپذيري، اثباتگرايي منطقي، حلقهي وين، ويتگنشتاين، قضاياي واقعي، قضاياي مهمل، صدق قضايا و گزارههاي ديني.
|
|
آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 19 جوزا 1389 ساعت 02:55 |
|
ادامه مطلب...
|
|
عقلانيت سياسي و ساخت قدرت در افغانستان معاصر |
|
|
|
|
نوشته شده توسط محمد شفقخواتي
|
|
دوشنبه, 06 ثور 1389 ساعت 06:43 |
|
چکيده
هدف اين نوشتار، تحليل و تبيين ماهيت نظام قبيله در افغانستان و بررسي تأثيرات و استلزامات آن در عقلانيت سياسي و ساخت روابط قدرت در اين کشور بوده است. اين بررسي که بر مبناي نظريه و روش محمدعابد الجابري در تحليل «عقل سياسي در اسلام (العقل السياسي العربي)» انجام شده است، تاريخ سياسي افغانستان معاصر از زمان پديدآمدن و تأسيس آن توسط احمدشاه ابدالي (1747ميلادي/ 1126هجري شمسي) تا عصر حاضر و آخرين نظام سياسياي را که پس از سقوط طالبان در افغانستان روي کار آمد (نظام جمهوري اسلامي)، به صورت گذرا پوشش داده است. در اين نوشتار، پس از بررسي عقلانيت سياسي قبيلهاي در تاريخ معاصر افغانستان، علل و عوامل تداوم اين عقلانيت نيز به صورت گذرا بررسي شده و در نهايت به صورت فشرده، براي عبور از عقلانيت سياسي قبيلهاي و رسيدن به عقلانيت مدرن، راهکارهايي ارايه شده است.
کليدواژهها عقلانيت سياسی، ساخت قدرت، ناخودآگاه سياسي، فرهنگ سياسي، قوميت، قبيله، غنيمت، عقيده، حوزه سياسي، هويت ملي.
مقدمه نگاره حاضر در واقع گزيدهاي است از نوشتار تفصيلي در باب موضوع فوق (رساله ماستري نويسنده در رشته علوم سياسي که اميدوارم به زودي راهي بازار نشر گردد). سخن اصلي در اين نوشتار تبيين اين واقعيت است که سياست در افغانستان تا کنون به شدت تحت تأثير ارزشهاي قبيلهاي و گرايشهاي قومي بوده است. اگرچه افغانستان موزهي اقوام و قبايل نام گرفته است، اما تنها کشوري نيست که گروههاي زياد قومي در آن زندگي ميکنند. کشورهاي زيادي وجود دارد که در آنها
|
|
آخرین بروز رسانی در دوشنبه, 10 جوزا 1389 ساعت 13:43 |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
|
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 بعدی > انتها >>
|
|
صفحه 1 از 5 |